تبليغاتX
گروه مشاوران جوان آموزش و پرورش گرگان
سلام

تیرماه هرسال پس از اعلام نتایج سال اول متوسطه فرصت خوبی برای انتخاب رشته تحصیلی می باشد شما والدین  گرامی و دانش آموزان عزیز با مراجعه به کارشناسی مشاوره آخرین اطلاعات را دریافت نمایید .

منتظر حضورگرم شما هستیم .

 

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در یکشنبه ششم تیر 1389 و ساعت 22:19 |
هرروز در سرزمین فلسطین شاهد یک هولوکاست هستیم آن هم به بهانه در وغی بزرگ به نام هولوکاست یهودیان آنهم در آلمان و اینک باید بهای آن رامسلمانان بدهند

آمریکا که یکی از کشورهای است که کشتار زیادی در کشورهای دنیا انجام داده اینک موزه هولوکاست تشکیل داده و به زبانهای مختلفدر اینترنتارائه شده تا آبروی از دست رفته صهیونیستها را  برگرداند اما ساده ترین افراد نیز میدانند که هولوکاست واقعی در ویتنام ،افغانستان ،عراق و شوروی سابق اتفاق افتاده است و حتی یک مورد نیز مراسم و یا بیانیه و... صادر نشده است و شورای بی خاصیت امنیت نیز نه تنها مخالفتی ننموده بلکه چراغ سبز نیز داده است .

ننگ باد بر مدعیان حقوق بشر دروغین و فتنه گران حامی آنان

سلامت باد رهبر فرزانه و عزیز ایران اسلامی

زنده باد رییس جمهور عدالت گستر

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در یکشنبه ششم تیر 1389 و ساعت 21:51 |
بيانيه گروه مشاوران جوان در خصوص محكوميت هتك حرمت ساحت مقدس امام (ره)
گروه مشاوران جوان مدیریت آموزش و پرورش شهرستان گرگان با شركت در تظاهرات مردمي به منظور اعتراض به توهين ساحت امام )ره(شركت نمودند و در محكوميت اين اقدام فتنه برانگيز دشمنان اسلام بيانيه اي را صادر نمودند

«باسمه تعالی»

* یریدون لیطفووا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لوکره الکافرون *

(آیه8/صف)

«آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند،ولی خدا نور خود را کامل می کند هر چند کافران خوش نداشته باشند»وخداوند چنین اراده کرده است که یاد و نام خمینی عزیزبرای همیشه تاریخ جاودانه بماند.

انقلاب اسلامی بی نام و یاد خمینی(ره)معنا و مفهومی ندارد،اگر جمهوری اسلامی ایران هست،از خمینی نشات گرفته و اگر آبرویی برای ایران است،آبروی خمینی است.جوانان ما هنر خمینی وار زیستن،خمینی وار فریادزدن وخمینی واررهاشدن ازتعلقات دنیوی رابه خوبی یادگرفته اند وبدون شک خمینی زمانه راباهمان نگاه تبعیت می کنند که آقا ومولایمان مقام معظم رهبری خوب فرمودند که :این انقلاب بی نام خمینی درهیچ جای جهان شناخته شده نیست .وهم ایشان فرمودند : عشق به خمینی عشق به همه خوبی ها ست.

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت 21:1 |
جنگ نرم و رسالت دانش آموزان و معلمان

خداوند در آيه‌ی 217 سوره‌ی مباركه‌ی بقره می‌فرمايد: "و لايزالون يُقاتلونكم حتی يُرَّدوكُم عَنْ دينِكُم إن استطاعُوا". معنای آيه اين است كه دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند. واژه لايزالون، دلالت بر استمرار دارد و گويای اين است كه دشمنان هميشه با شما در جنگند منتهی بسته به شرايط مكانی و زمانی نوع اين جنگ ممكن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نيز فرهنگی.

 اصولاً جنگ‌هايی كه از نوع نظامی است و از وسايل و ادوات نظامی در آن استفاده می‌شود، به‌عنوان جنگ سخت يا Hard War مشهور است. ولی اگر در اين جنگ از وسايل و ادوات و كالاهای فكری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War يا جنگ نرم اطلاق می‌كنند. بنابراين شاخصه‌ی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فكری و فرهنگی است. كشورهای استكباری به اين نتيجه رسيده‌اند كه همان‌‌گونه كه استعمار به شيوه‌های قديم، ديگر جواب‌گوی نيازها و اقتضائات امروزه نيست و بايد در قالب استعمار نو وارد برخی از كشورها شد، از طريق جنگ سخت نيز چندان نمی‌توان موفقيت‌های مورد نظر را كسب كرد. بنابراين سعی می‌كنند با تمركز بر مسائل فكری، ايدئولوژيك و فرهنگی و در واقع با گشودن جبهه‌ی جنگ نرم، به اهداف خود برسند. امروزه با استفاده از تكنولوژی‌های ارتباطاتی مانند سايت‌ها، وبلاگ‌ها و... اين تأثيرگذاری از سوی آن‌ها راحت‌تر اعمال می‌شود. شيوه‌ی عمده‌ی اين تأثيرگذاری نيز به اين صورت است كه ابتدا مجموعه مؤلفه‌هايی را در ارتباط با يك موضوع استخراج می‌كنند؛ يعنی در رابطه با موضوعی كه می‌خواهند القائی در مورد آن داشته باشند، چند مؤلفه را استخراج كرده و سعی می‌كنند دست‌كم نيمی از اين مجموعه مؤلفه‌ها صادق باشد. آن‌گاه اين اطلاعات صحيح را به‌عنوان پوشش و چتری به‌كار می‌گيرند تا در دل آن، چند موضوع خلاف واقع و نادرست را با تجزيه و تحليل‌هايی و به‌عنوان كالا و خدمات فكری و فرهنگی به كام مخاطب بريزند.

 بنابراين با جذابيت ظاهری كه برای مخاطبان ايجاد می‌كنند، آن‌ها را در پی بردن به انگيزه‌ی اصلی، دچار مشكل كنند. زيرا هنگامی‌‌كه مخاطب می‌بيند چند مورد از اين مؤلفه‌ها صحيح است، ديگر كل آن پديده و تحليل ارائه شده از آن را می‌پذيرد. دشمنان از اين طريق می‌توانند اهداف مورد نظر خود را به مخاطب تحميل كنند.

 طبيعتاً راه مقابله با جنگ نرم كه امروزه به‌طور ويژه دانشگاهيان ما درگير آن هستند، اين است كه اولاً درك كنيم كه اين هم يك نوع جنگ است. گمان نكنيم جنگ، فقط جنگ نظامی و سخت است. طرف مقابل ما در اين جنگ نيز به دنبال اهداف و منافع خاص خود است و چيز ديگری مدّنظرش نيست. درك اين‌كه در شرايط جنگ نرم قرار داريم، كمك می‌كند تا واقعيات اجتماعی و سياسی پيرامون‌مان را بهتر ببينيم.

 نكته‌ی دوم اين‌كه بايد درك كنيم اگر در رابطه با يك پديده از سوی رسانه‌های بيگانه چند مؤلفه به صورت ظاهراً صحيح القاء می‌شود، مؤلفه‌های فراوان ديگری هم وجود دارد كه در قالب اين چند مؤلفه‌ی صحيح، به صورت خلاف واقع و كذب به خوراك فكری برای مخاطبان تبديل می‌شود. اگر قشر جوان و دانشجويان و دانش آموز ما دريابند كه مجموعه‌ی اين مؤلفه‌ها، لزوماً صادق نيست و در دل مؤلفه‌های درست، بسياری از مؤلفه‌ها به صورت كاذب وجود دارد، از جذابيت ظاهری كه از طريق القائات فكری و فرهنگی می‌تواند بر افكار تأثير بگذارد، كاسته می‌شود. در اين رابطه بايد دائماً آگاهی‌بخشی و يادآوری صورت پذيرد.

 آيه‌ی 194 سوره‌ی بقره می‌فرمايد: "فمَن اعْتَدی عَليكم فاعْتَدوا عليه بِمثل ما اعتَدی عَليْكم"؛ يعنی وقتی دشمنان با شما وارد جنگ شدند، شما هم با آن‌ها مقابله به مثل كنيد. اگر جنگ، جنگ نظامی است بايد از طريق نظامی وارد شد؛ "و أعِدّوا لهم ما اسْتَطعتم مِن قُوّة". اگر جنگ، جنگ اقتصادی است، به همان شيوه و اگر جنگ، جنگ فرهنگی و فكری است بايد مقابل به مثل ما هم به همان صورت شكل بگيرد. بنابراين در كنار موارد پيش‌گفته و شايد به‌عنوان يك محور اساسی، بايد مقابله به مثل هم با همان شيوه‌های فكری- فرهنگی و تقويت افكار سالم در ضمير جامعه كار كرد. تلاش برای تقويت روز‌به‌روز باورهای سالم، هجمه‌های فرهنگی و نرم را نيز خنثی خواهد كرد. بايد اين نكته را در نظر داشته باشيم كه چون قشر دانش آموزبيشتر با مقوله‌ی فكر و فرهنگ ارتباط دارد، در جنگ نرم دشمن نيز اين قشر در اولويت‌های بالای آن‌ها قرار می‌گيرد. حال اگر در قشر تجّار، بازرگانان و... وارد شويم، مباحث اقتصادی و جنگ اقتصادی همچون تحريم و... بيشتر مدّنظر است و مباحث ايدئولوژيكی و فكری چندان موضوعيت پيدا نمی‌كند. بنابراين دانش آموزان كه بيشتر با دانش، كتاب، ايدئولوژی و فرهنگ و... سر و كار دارند، گروه مخاطب و هدف اصلی دشمن در جنگ نرم هستند.

در مورد نقش معلمان شگاه در مقابله با جنگ نرم نيز اين نكته حائز اهميت است كه نقش روشنگر آن‌ها برای دانش آموزان بسيار اساسی است. معلمان می‌توانند ادراك مناسب از وضعيت موجود را به دانش آموزان خود منتقل كنند. بدون شك اگر دشمنان ما مانند آمريكا و اسرائيل، حرف‌های جذابی می‌زنند، دلشان برای اين كشور نسوخته يا دنبال منافع ملی ما نيستند. انگيزه‌های آن‌ها از توجه به كشورهای خاورميانه را می‌توان در عراق و افغانستان مشاهده كرد. بنابراين جذابيت‌های ظاهری كه دشمن در قالب القائاتش ايجاد می‌كند، بايد توسط اساتيد برای دانش آموزانكالبدشكافی شود

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 22:19 |
  1. ضرورت و اهمیت شناسایی کودکان دارای اختلال ویژه یادگیری
  2. درجامعه امروز مسائل تحصیلی ویادگیری دارای ارزش ویژه می باشد.مطالعه روی مشکلات تحصیلی ازجنبه های مختلف، امری ضروری می باشد. مشکلات تحصیلی و مشکلات رفتاری اثر متقابل بریکدیگر دارند. بطورمثال شاگردی که به علت دیرآموزی قادربه پیشرفت نمی باشد به تدریج دچارانزواطلبی ، دلسردی، فرار از مدرسه و . . . می شود ویا شاگردان بامشکلات رفتاری نظیرافسردگی ، پرخاشگری، پرجنبشی دچارمشکلات تحصیلی می شوند .
  • اختلال یادگیری چیست ؟
  • این دسته ازدانش آموزان بطورکلی دریک یاچندزمینه درسی ازنظرمیزان پیشرفت ویادگیری بطورفاحشی (نسبت به سایردروس) دچارافت یاضعف شدید می باشند، بدون اینکه ازنظرذهنی دچارعقب ماندگی ذهنی باشند. کودکان ناتوان در یادگیری در یک یا چند فراگرد اساسی روانی در ارتباط با فهمیدن یاکاربرد زبان شفاهی یاکتبی ناتوانی نشان می دهند.تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن،فکرکردن،سخن گفتن،خواندن، نوشتن، هجی کردن یا حساب باشد .این اختلالات ممکن است به دلیل نقایص ادراکی ، ضایعه مغزی، اختلال جزئی در کارکرد مغز، نارساخوانی، اختلال گویایی و . . . باشد. ناتوانی یادگیری این کودکان ازنوع مشکلاتی نیست که مربوط به بینایی،شنوایی یا نقایص حرکتی، عقب ماندگی ذهنی، پریشانی عاطفی و یاکمبود امکانات محیطی باشد .
  • میزان شیوع اختلالات یادگیری درحدود بین 1 تا 3 درصدگزارش شده ولی بطورکلی، آمار دقیقی در دست نیست. نکته مهم اینکه در این اختلال از اولین مراحل رشد،یادگیری دچارمشکل می باشد. و با مشکلات دیگری  نظیرکمبودتوجه ودیگراختلالات رفتاری به خصوص بیش فعالی همراه می گردد.این اختلال درسراسردوران دبستـان و گاه تادوران نوجوانی ادامه می یابدولی نشانه های خود را در دوران دبستان با شدت بیشتری نشان می دهد .
  • اختلالات یادگیری به چهار دسته کلی تقسیم می شوند :

    • 1- اختلال خواندن
    • 2- اختلال املا ( نگارش بیانی)
    • 3- اختلال مربوط به رشد در حساب ( ریاضیات)
    • 4- اختلال آمیخته با ناتوانی های یادگیری

    اختلال خواندن :

    مشکلات خواندن را می توان به صورت ناتوانی در خواندن ،عقب ماندگی در خواندن ، ضعف خواندن و نارسایی خواندن یا دیسلکسی (ناتوانی زبانی مخصوص یا نقص ادراکی) تقسیم بندی کرد.عاملی که درتمام این اصطلاحات مشترک است این است که پیشرفت دانش- آموزان مطابق با نیروی بالقوه اشان نبوده  و رضایتبخش نیست .

     عوامل مؤثر در مشکلات خواندن :

    عوامل مؤثر در مشکلات خواندن را می توان به سه طبقه عمده تقسیم کرد :

      1- عقب ماندگی اولیه که در آن علت، زیست شناختی بوده و هیچ ضایعه مغزی وجود ندارد . نارسایی مربوط است به ناتوانی در تطبیق حروف و کلمات به صورت سمبل ها که نتیجه آن بصورت ناتوانی در ایجاد انسجام و معنی مواد نوشته شده نمایان می شود . در اینجا چنین به نظر می رسد ناتوانی مربوط است به یک الگوی مختل شده اساسی از نظام عصبی .

    2- عقب ماندگی ثانویه که کودک استعداد طبیعی برای خواندن را واجد است، ولی این استعداد به علت عوامل خارجی ازقبیل عوامل هیجانی و محدودیت های یادگیری از قبیل معلم و مدرسه و عواملی از این قبیل دچار اشکال گردیده است .

    3- عقب ماندگی به علت ضـــایعه مغزی که استعـــــداد

    فراگیری خواندن ، به علت ضایعه مشخص مغزی از دست رفته است .

     روش درمان :

    1- پذیرش بی قیدوشرط کودک ازطرف خانواده و مدرسه .

    2- خودداری از افزایش حجم تکالیف .

    3- ارجاع هرچه سریعتر به مشاور و مراکز اختلالات ویژه یادگیری .

    4- همکاری مستمر و مجدانه خانواده و مدرسه در رفع یا کاهش مشکل دانش آموز .

    5-  تشخیص نوع اختلال و میزان آن .

    6- خودداری از طرد و تنبیه کردن کودک .

     منابع :

     روان شناسی مرضی کودک. تألیف دکتر حسین آزاد

     شناخت مشکلات رفتاری درکودکان و نوجوانان . تألیف شهلا رئیسی فرقانی

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 21:40 |

مقدمه:

یکی از علل وقوع پیشامدهای تلخی مانند قتل،تسلط نداشتن فرد در آن لحظه و ناتوانی در کنترل خود است.چنانچه در خبرها آمده است درگیری منجر به قتل به خاطر مسائل پیش پا افتاده و بی ارزش از جمله شکستن قلیان،نقص فنی خودرو و ..... که همگی فارغ از انگیزه های قبلی بوده و در تصمیم گیری  آنی اتفاق افتاده از نبود مهارتهای کنترل خشم نزد عاملان آن حکایت دارد.

عصبانیت:

هیجان نیرومندی است که با وقوع آن نیروی شگفت انگیزی در انسان بوجود می آید و برای کنترل آن باید ابتدا به علل بروز این هیجان پرداخت. برخی معتقدند انسان وقتی عصبی می شود که به چیزی که انتظارش را نداشته مواجه می شود یا حس کند رفتاری که با او انجام شده رفتاری عادلانه نیست و به نوعی حق او پایمال شده است.

در زمان عصبانیت بدن در حال انگیختگی قرار می گیرد و در واقع سیستم اعصاب به طور خودکار شروع به فعالیت می کند و نشانه هایی مانند تپش قلب، گرما، تغییر رنگ پوست و.....بروز پیدا می کند. با بروز این نشانه ها اگر فرد در مورد خود و سیستم عصبی بدنش آگاهی های لازم را نداشته باشد ممکن است سیستم تفکر وی نتواند دخالت کند چرا که در این حالت

بزند، اما افراد با اطلاع از چند نکته می توانند در چنین موقعیت هایی بر خشم خود فائق آیند.

 

در این زمینه نخست باید به راههای مدیریت و کنترل انگیختگی اشاره کرد:

راههای مدیریت و کنترل انگیختگی:

این افراد چون راههای مدیریت و کنترل خود را به درستی نمی دانند به سراغ الگوهایی که از قبل در آن ها وجود دارند می روند و مطابق یادگیری قبلی شان عمل می کنند.

دیگر عاملی که وجود دارد نوع نگاه و تفسیری است که از رویداد به وقوع پیوسته (مانند همان خرابی ماشین)در فرد ایجاد می شود و این نگاه فرد است که منجر به هیجانی مثل عصبانیت ، خشم و در نهایت پرخاشگری می شود اما در این بین بسیاری از افراد برای حل مسائل خود راه حل درست را انتخاب نمی کنند و معمولاً ساده ترین راه حل را یعنی واگذار کردن اختیار خود به هیجانات و سیستم خودکار بدن بر می گزینند. اما صرف نظر از اینکه چه عواملی موجب  بروز خشم در فرد شده باشد باید به سمتی رفت که بتوان هیجان خشم را کنترل کرد.

در دراز مدت می توان با انجام ورزش های هوازی مانند پیاده روی یا انجام روش های آرام سازی(ریلکسیشن)به کنترل خشم خود رسید.

هنگام خشم از ما ابراز شود می تواند به یک آمادگی ذهنی در مواجهه با موقعیت های خاص دست یافت.

در واقع با انجام این کار در زمانی که خشم حادث         می شود، فرد با تجربه ذهنی که از آن موقعیت دارد که    می تواند ضمن کنترل خود بهترین راه حل را انتخاب کند.

تکنیک های مهارت های کنترل خشم در کوتاه مدت

از جمله این تکنیک ها،تکنیک خودآگاهی هیجانی از طریق گفتار درونی است.بدین صورت به محض اینکه فرد نشانه های خشم را در خو حس کرد، به یک خودآگاهی درونی برسد که؛ من در حال حاضر خشمگین هستم، ممکن است دست به کاری بزنم که بعدها باعث پشیمانی شود در نتیجه فرد دست به اقدامی می زند که موجب زیان او نشود.

از دیگر تکنیک ها می توان به تنفس عمیق اشاره کرد. در این روش با انجام 10 تا 15 نفس عمیق می توان به نوعی آرامش دست یافت که در کنترل خشم تأثیر شایانی دارد.

اما روشی که به تجربه  ثابت شده است که از موثرترین روش هاست ایجاد وقفه است. وجود تمرکز همیشه یکی از نکات مثبت بشمار می رود، اما در برخی موقعیت ها از جمله موقعیت خشم، داشتن تمرکز می تواند راهگشا باشد.

در این روش باید سعی کرد به نحوی حواس ما از شرایط خشم دور شود، برای این کار پیشنهاد می شود فرد مثلاً با شمارش اعداد زوج از هزار به پایین بپردازد و به نوعی سعی شود تا تمرکز شخص از عامل خشم دور شود. اما -مهارت اساسی که در این زمینه وجود دارد و حد نهایی کنترل خشم است، جرأت ورزی است. یعنی فرد نه خشم خود را فرو می خورد که بعدها تبدیل به بغض و خصومت شود و نه شدیداً پرخاشگری می کند که در رفتارش پشیمانی در پی داشته باشد. در این مهارت که رسیدن به آن با آموزش و تمرین درازمدت میسر خواهد بود، فرد   می تواند بدون ترس و استرس تصمیم گیری قاطعانه رفتار کند و تصمیمی را که مناسب است اتخاذ کند.

در مجموع باید گفت هیجان یک واکنش طبیعی و یکی از ابعاد وجود انسان است و یک زندگی سرد و بی روح را به یک زندگی  با طراوت و گرم مبدل می کند.

اما برخی هیجانات نیازمند مدیریت است و می توان با فراگیری مهارتهای لازم از هیجانات زندگی بهترین بهره   را برد.

منابع:

- جرالد.سی.دیویسون،آسیب شناسی روانی جلد اول،ترجمه دهستانی،مهدی،انتشارات ویرایش،تهران(1358).

- میلانی فر ،بهروز،روان شناسی کودکان و نوجوانان استثنایی،انتشارات قدس،تهران(1374)


+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 21:39 |

حل مسأله

معمولاً همه ی ما انسانها در ارتباط های خود با دیگران و امورات فردی و اجتماعی خود با مسایل و مشکلاتی مواجه می شویم .یقیناً زندگی همواره با مشکلات متعددی همراه است و مهارت حل مسأله در این گونه مواقع است که به کمک ما انسان ها می آید هرچند مشکل انسانها با هم متفاوت است ولی آگاهی داشتن از راهکارهای موجود    می تواند ما را به هنگام مواجه شدن با مسائل دشوار کمک کرد، و از میزان تنش ما بکاهد، در این مجموعه هدف آن است تا راهکارهایی را به اختصار شرح دهیم بلکه با بکار گیری آنها اولین جرقه ی مهارت مقابله با مشکلات زندگی را در خود ایجاد نمائید.

افراد به هنگام  بروز مشکل و مواجه شدن با آن دو راه بیشتر را در خود سراغ ندارند. یا احساس درماندگی   می کنند و یا فقط اولین راه حلی را که به ذهنشان خطور می کند به کار می بندند و اگر موثر واقع نشود قادر به امتحان کردن راه حل دیگری و امتحان کردن آن نیستند. و ناچار یا از مشکل فرار می کنند و یا سعی بر پاک کردن صورت مسأله دارند و این خود اقدامی نامعقول و فاقد بهداشت روانی است.

گام اول

به هنگام ایجاد مشکل سعی کنیم دچار نگرانی، دستپاچگی، اظطراب و استرس نشویم بلکه آرامش خود را حفظ کرده ،  

وسعی کنیم با فکرکردن به موضوع از مهارت خودگویی که همان «زمزمه درونی»فرد با خودش است درست استفاده کنیم. زیرا این گفتگوی درونی فرد  با خودش گاهی مانند یک مشاور خوب سعی بر آرام کردن و دلداری ما دارد و به ما می گوید«آرام باش» تو می توانی این مسأله را حل کنی، نگرانی را ار خود دور کن، مشکل  برای هر انسانی بوجود می آید. و به این می گویند تفکر مثبت.

 اما متاسفانه عده ای به سرزنش کردن خود می پردازند و برچسب های منفی به خود می زنند مثل بی عرضه بودن، تنبلی، بدبیاری، بدشانسی و .....پس در مواقع بروز مسأله گفت و گوی درونی مثبت اولین راه است.

گام دوم

شناسایی مشکل: تا زمانی که مشکل را نشناسیم نمی توانیم به فکر راه حل برای آن باشیم .پس لازم است مشکل  را بشناسیم، زمان وقوع آن را به خاطر آوریم، زمان و مکان آن تداعی کنیم و نحوه ی ایجاد آن را با خود بررسی کرده و سپس مشکلات بزرگ را به گام های کوچک دسته بندی و مرحله به مرحله هر گام را حل و فصل کنیم.

گام سوم

در این مرحله تمامی راه حل های احتمالی که برای حل مشکل وجود دارند را فهرست کرده و باید با«بارش فکری» تمام راه حل هایی که وجود دارند اعم از خوب و بد، سخت و آسان همه را در یک صفحه یادداشت کنیم و

دراین مرحله اصلاً دست به قضاوت در مورد گزینه های احتمالی نمی زنیم ولی اگر فردی را که اطمینان و اعتماد به او داشته باشیم را به عنوان طرف«مشورت»خود انتخاب کنیم آنگاه از وی برای مشکل خود راه حل می خواهیم و آنها را نیز به فهرست خود اضافه می نمائیم.

گام چهارم

پس از تهیه فهرست راه حل ها بهترین راه حل انتخابی را در اولویت اول و بقیه را در اولویت های بعدی قرار می دهیم. آنگاه در مورد گزینه اول اتفاقات و پیامدهای احتمالی را از قبیل «اما و اگرها» را پیش بینی و از روش فواید و میزان هزینه آن روش حل مسأله را بررسی می کنیم. البته در این روش باید مضرات راه حل ها را هم مورد بررسی قرار دهیم و راه حلی را که بیش ترین فایده و کمترین زیان را دارد انتخاب نمائیم که کاملاً  عملی و قابل اجرا باشد. در انتخاب راه حل باید ارزش های فردی و خانوادگی مورد توجه قرار گیرند که به آنها لطمه ای وارد نشود.

گام پنجم

از بین راه حل های ممکن گزینه ی اول را که از نظر اولویت در صدر قرار گرفته را به مرحله ی اجراء        می گذاریم و در موقع اجرای آن باید مشخص کنیم چه کاری را از کجا، چه وقت، با چه کسی و چگونه شروع و اجراء کنیم تا در موقع اجراء دچار مشکل نشویم.

 گام ششم

در این مرحله به ارزشیابی می پردازیم. که آیا راه حل اجراء شده به رفع و حل مشکل انجامید. یا خیر در صورت مثبت بودن با رضایت درونی از بحران بوجود آمده رها می شویم ولی اگر مشکل حل نشده بود مجدداً به بررسی راهکار و شناخت احتمالی نقص های عملی در حین اجراء پرداخته و اگر نقصی وجود داشت به رفع آن پرداخته و یا در صورت غیر عملی و عدم پاسخ مثبت از آن راه حل و به اجرای راه حل های اولویت بندی شده که در مرحله ی «گام سوم» فهرست شده راه حل دوم را به مرحله ی اجرا می گذاریم.

به یاد داشته باشیم اگر مهارت های زندگی را از جمله مهارت تصمیم گیری و مهارت تفکر خلاقانه داشته باشیم بهترین راه حل ها را انتخاب کرده و بزودی از درگیری های فکری خود رهایی خواهیم یافت و این همان آرامش روانی است که ما انسانها در پی خلق آن هستیم.

منابع

1- حسینی ، خسرو، و امیر ،مهارتهای شاد زیستن ،   انتشارات     عارف ، 1385

2- فرجی ، ذبیح اله ، انگیزش و هیجان ، انشارات خردمند، 1372

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 21:37 |
باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر

          

فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب می‌شود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوج‌ها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ی دروان معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه می‌شوند و مشکلات اساسی را در ازدواج نادیده می‌گیرند و یا این که آنها را بررسی نمی‌کنند. علاوه بر این نگرش‌ها و عقاید خاصی در جامعه‌ی ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر می‌گردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود کننده به نظر می‌رسند.
باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر که به عنوان باورهای شخصی تعریف شده‌اند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود می‌کنند.
ب - تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط می‌کنند.
ج - از بررسی اندیشمندانه‌ی توانایی‌ها و ضعف‌های بین فردی و شناختن فاکتورهای قبل از ازدواج که در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری می‌کنند.
د- مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم می‌بخشند و گزینه‌های بعدی برای حل مشکلات را به حداقل می‌رسانند.
به عنوان مثال یکی از این عقاید محدود کننده می‌تواند اینگونه باشد که زوج‌ها با این اعتقاد وارد زندگی شوند که تنها عشقشان نسبت به یکدیگر برای غلبه کردن بر تمام مشکلات کافی است.
نگرش‌ها و طرز تفکر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یکی از فاکتورهای بسیار مهمی‌ است که می‌تواند ازدواج را با موفقیت یا شکست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد درباره‌ی نگرش‌ها و طرز تفکر و عقیده‌ی خودشان درباره‌ی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقع‌بینانه می‌تواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناخت‌ها ، باورها، عقاید و واقعیت‌ها (دانسته‌ها) است که حاوی ارزشیابی‌های مثبت و منفی (احساسات) باشد.
 
نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی که به طور وسیع در پیشینه‌ی تجربی که در زمینه‌ی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‌باشد. از بررسی  سوابق موجود در زمینه‌ی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است.
 
1 -   اعتقاد به اینکه من فقط می‌توانم عاشق یک نفر باشم.
 شخصی که دارای این عقیده است گمان می‌کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمه‌ی دومی ‌داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‌رسد.
این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام می‌رسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی که چشم‌انداز یک ازدواج خوب را نوید می‌دهد.
 
2 - همسر کامل
اعتقاد به تفکر که «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.
 
3 - تکامل خود
کسی که اینگونه فکر می‌کند و می‌گوید:«تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم».
این اعتقاد نیز محدود کننده و غیر منطقی است از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب کند.
 
4 - ارتباط کامل
 صاحب این عقیده این چنین می‌اندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاکتورهای پیش بینی کننده‌ی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌های حل مشکل و تشابه و همانندی ارزش‌ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‌ها و قابلیت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‌توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‌توان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمی‌باشد.
 
5 - تلاش بیشتر
این اعتقاد با این تفکر شکل می‌گیرد که من با هرکسی که برای ازدواج انتخاب کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.
لارسن (1992) تأکید می‌کند که تلاش دو همسر برای حل مشکلات و مؤثر ساختن یک ازدواج ، دو فرد بالغ و متفکر را می‌طلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود. بنابراین کمی‌دقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر می‌رسد.
 
6 - عشق کافی است
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است». جامعه‌ی غربی عشق رمانتیک را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند می‌شمارد.
در واقع، اشخاص کمی‌هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی‌های اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.
 
7 - همزیستی
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی کنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».
مرور سوابق همزیستی و موفقیت‌های بعدی در ازدواج نشان داده است که افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی می‌کنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا می‌باشند در مقایسه با کسانی که با هم همزیستی نکرده اند.
این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانی که همزیستی می‌کنند به نسبت کسانی که همزیستی نمی‌کنند مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.
 
8 - فرد مکمل و تضاد
در این نگرش شخص اینگونه می‌اندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد».
 اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت می‌توانند کامل کننده‌ی ضعف‌ها و قوت‌های یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیش‌بینی کننده‌ی موفقیت در ازدواج نشان می‌دهند که قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصیات شخصی است.
 
9 - انتخاب باید آسان باشد
این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیک تر شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود.
مواردی که عنوان شدند فقط تعدادی از نگرش‌ها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر می‌باشند.
نحوه‌ی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درک شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود کننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی که این نگرش‌ها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواج‌های مؤفق در جامعه خواهیم بود.
و همچنین با توجه به مشکل ساز بودن نگرش‌های نادرست، می‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری کرد تا به افراد کمک کنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.
 
+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 21:35 |

به نام خدا

اولین کلاس آموزشی ویژه والدین سال اول ابتدایی در سالن همایشهای پیش دانشگاهی کوثر برگزار گردید .

برگزاری نمایشگاه امنیت و بهداشت روان با همکاری نیروی انتظامی استان گلستان از ۹ مهر .

ساماندهی موردی مشاوران و بررسی وضعیت کاری آنان .

راهنمایی و هدایت تحصیلی دانش آموزان شهریوری .

تهیه و ارسال پرونده مشاوره ای به مدارس دارای سال اول متوسطه .

تشکیل جلسه ستاد بهداشت روان شهرستان و برنامه ریزی فعالیتهای در کمیته بهداشت روان شهرستان .

ارسال کتب پیشگیری از اعتیاد و طرح مروج سلامت در ۲۰ مدرسه شهرستان .

حضور در مراسم روز جهانی قدس به اتفاق گروه مشاوران جوان مدیریت .

آغاز بررسی پرونده های مشاوره ای سال تحصیلی گذشته در مدارس .

برگزاری مسابقه مقاله نویسی برای مشاوران مدارس .

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 23:16 |
به نام خدا

امام خميني(ره)  در پيامي به شرح زير آخرين جمعه ماه رمضان را روز قدس نامگذاري نمودند :‌

بسم اللّه الرحمن الرحيم؛ مسلمين ايران و جهان من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم، که اکنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است، و بويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى، پياپى خانه و کاشانه ايشان را بمباران مى کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى خواهم که براى کوتاه کردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند.
و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى کنم آخرين جمعه ماه مبارک رمضان را که از ايام قدر است، و مى تواند تعيين کننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب، و طى مراسمى همبستگى بينالمللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند.
از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.
والسلام عليکم و رحمةاللّه و برکاته .

ايشان همچنين در پيامي ويژگي هاي روز قدس را تعريف نمودند :

ملت مسلمان ايران ؛‌ روز قدس، روز مقابله مستضعفين با مستکبرين روز قدس يک روز جهانى است.
روزى نيست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد.
روز مقابله مستضعفين با مستکبرين است.
روز مقابله ملتهايى است که در زير فشار ظلم امريکا و غير امريکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست.
روزى است که بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستکبرين، و دماغ مستکبرين را به خاک بمالند.
روزى است که بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد.
متعهدين اين روز را روز قدس مى دانند، و عمل مى کنند به آنچه بايد بکنند.
و منافقين - آنهايى که با ابرقدرتها در زير پرده آشنايى دارند و با اسرائيل دوستى - در اين روز بى تفاوت هستند، يا ملتها را نمى گذارند که تظاهر کنند.
روز قدس روزى است که بايد سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاى مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرين.
بايد همانطور که ايران قيام کرد و دماغ مستکبرين را به خاک ماليد و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام کنند و اين جرثومه هاى فساد را به زباله دانها بريزند.
روز قدس روزى است که بايد اين دنباله روهاى رژيم سابق در ايران، و آن توطئه چينهاى رژيم فاسد و ابرقدرتها در ساير جاها خصوصا در لبنان، تکليف خودشان را بدانند.
روزى است که بايد همت کنيد و همت کنيم که قدس را نجات بدهيم، و برادران لبنانى را از اين فشارها نجات بدهيم.
روزى است که بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستکبرين بيرون بياوريم.
روزى است که بايد جامعه مسلمين همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفاله هايى که مانده است از آنها - چه در ايران و چه در ساير جاها.
هشدار به روشنفکران امريکايى مسلک روز قدس، روزى است که بايد به اين روشنفکرانى که در زير پرده با امريکا و عمال امريکا روابط دارند هشدار داد.
هشدار به اينکه اگر از فضولى دست برنداريد، سرکوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با آنها با ملايمت رفتار کرديم که شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، کلمه آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند که ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريکا نمى تواند به اينجا حکومت کند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمى توانند در اين مملکت حکومت کنند.
روز قدس روزى است که بايد به همه ابرقدرتها هشدار داد که بايد دست خود را از روى مستضعفين برداريد و سر جاى خود بنشينيد.
روز قدس، روز احياى اسلام اسرائيل، دشمن بشريت، دشمن انسان، که هر روز غائله ايجاد مى کند و برادرهاى ما را در جنوب لبنان به آتش مى کشد، بايد بداند که ديگر اربابهاى او رنگى ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار کنند، طمعها را از ايران بايد قطع کنند، دستهاى آنها بايد از همه ممالک اسلامى قطع شود، عمال آن در همه ممالک اسلامى بايد کنار بروند.
روز قدس روز اعلام يک چنين مطلبى است.
اعلام اين است به شياطينى که ملتهاى اسلام را مى خواهند کنار بگذارند، و ابرقدرتها را به ميدان بياورند.
روز قدس روزى است که قطع آمال آنها را بکند، و به آنها هشدار بدهد که گذشت آن زمانها.
روز قدس روز اسلام است.
روز قدس روزى است که اسلام را بايد احيا کرد و احيا بکنيم، و قوانين اسلام در ممالک اسلامى اجرا بشود.
روز قدس روزى است که بايد به همه ابرقدرتها هشدار بدهيم که اسلام ديگر تحت سيطره شما، به واسطه عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد.
روز قدس، روز حيات اسلام است.
بايد مسلمين بهوش بيايند، بايد بفهمند قدرتى را که مسلمين دارند، قدرتهاى مادى، قدرتهاى معنوى.
مسلمين که يک ميليارد جمعيت هستند و پشتوانه خدايى دارند و اسلام پشتوانه آنهاست و ايمان پشتوانه آنهاست از چه بايد بترسند? ما با يک جمعيت کمى در مقابل دشمنهاى زياد، دشمنهاى بسيار، قيام کرديم و ابرقدرتها را شکست داديم.
و کسى گمان نکند که ديگر بعضى از اين قشرهاى فاسد، بعضى از اين چپروهاى امريکايى يا غير امريکايى ، بتوانند در اين مملکت اظهار وجود کنند.
آن روز که ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله دانهاى فنا خواهند ريخته شد.
ملت بزرگ ما ديگر از اين حرکات مذبوحانه نخواهد ترسيد.
و حرکات اسرائيل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطين همين حرکات مذبوحانه است.
حرکاتى است که اواخر عمر اشخاص فاسد مى کنند -چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حرکات را کرد، و منتهى به فنا شد.
شکستناپذيرى اسلام دولتهاى عالم بدانند که اسلام شکست بردار نيست.
اسلام و تعاليم قرآن بر همه ممالک بايد غلبه کند.
دين بايد دين الهى باشد، اسلام دين خداست، و بايد در همه اقطار اسلام پيشروى کند.
روز قدس، اعلام يک چنين مطلبى است، اعلام به اين است که مسلمين به پيش! براى پيشرفت در همه اقطار عالم.
روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، روز حکومت اسلامى است.
روزى است که بايد جمهورى اسلامى در سراسر کشورها بيرق آن برافراشته شود.
روزى است که بايد به ابرقدرتها فهماند که ديگر آنها نمى توانند در ممالک اسلامى پيشروى کنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم مى دانم، و روزى است که بايد ما تمام قواى خودمان را مجهز کنيم، و مسلمين از آن انزوايى که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده ايم، و نخواهيم اجازه داد کسان ديگر در مملکت ما دخالت کنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند که کسان ديگر در ممالکشان دخالت کنند.
در روز قدس، ملتها بايد به حکومتهايى که خائن هستند هشدار دهند.
روز قدس روزى است که ما خواهيم فهميد چه اشخاصى و چه رژيمهايى با توطئه گرهاى بينالمللى موافقت دارند و با اسلام مخالفت.
آنهايى که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل.
و آنهايى که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام - که در راس آنها امريکا و اسرائيل است.
روز امتياز حق از باطل است، روز جدايى حق و باطل است.
من از خداوند تبارک و تعالى خواهانم که غلبه بدهد اسلام را بر همه قشرهاى عالم، بر همه مستکبرين، مستضعفين را غلبه بدهد.
و از خداى تبارک و تعالى خواهانم که برادرهاى ما را در فلسطين، در جنوب لبنان و در لبنان، و در هر جايى از عالم که هستند، از دست مستکبرين و از دست چپاولگران نجات بدهد.

منبع : صجيفه نور

+ نوشته شده توسط محمود اذرخش در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 21:56 |